تبليغاتX
از سیاهی تا سفیدی را سفر باید کرد!...... - برگی از دوستان

سه شنبه ششم شهریور 1386

برگی از دوستان

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ است

نوشته شده توسط مریم در 2:15 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •